آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )
153
سفرنامه كازاما ( فارسى )
حافظ ، بزرگترين غزلسراى ايران ، يا شاهنامه - شعر تاريخى سرودهء فردوسى ، بزرگترين حماسهسراى ايران - مىخواند . البته كه طفل شعر اصلى را مىخواند ( نه بازنوشتهء سادهشدهء آن را ) ، و - چنان كه شاگرد مكتبىهاى قديم ژاپن - اگر معنى شعر را هم نفهمد آن را از بر مىكند . اين روزها در بسيارى نواحى ايران مدارس نوين بنياد شده و آموزش عادى و مدرسهاى رايج است ، اما هنوز هم بچهها اين شعرهاى دشوار را به تكرار مىخوانند ، و شايد كه در دل آن را مىفهمند . قانون تازهء ازدواج در ايران قانون مدنى ايران پيوسته در حال انطباق يافتن با احوال و اقتضاى زمان و درآمدن به شيوهء امروزين بوده و اين يكى از كارهاى برجستهء پادشاه كنونى است . وضع و اجراى مقررات مربوط به ثبت احوال از نمونهء پيشرفتها در اين زمينه است . در اصل ، در نظام اجتماعى قديم در ايران ، جز در خانوادههاى اعيان و اشراف و بلندپايگان ثبت تولد و ازدواج و طلاق و وصايا و امور مربوط به وراثت معمول نبود ، و كسى خواهان دانستن سن حقيقى ( خود و ديگران ) نمىشد . اگر هم ضرورتى براى شناختن جزئيات احوال شخصيه پيش مىآمد ، مىبايست به حاكم شرع و دفاتر عاقدان و محرّران « 1 » مراجعه كنند و از گذشته و حال خود خبر يابند . گاه پيش مىآمد كه ( در ثبت وقايع ) مادرى چهل و چهار ساله و پسرش پنجاه ساله درآيند . در همه جاى جهان ، بنا به رسم ، در اعلام سن حقيقى خانمها سخت نمىگرفتهاند . امروزه هم قانون ايران درين باره جانب زنان را دارد . قانون تازهء ازدواج و طلاق كه براى نخستينبار ثبت اين وقايع را مقرر مىساخت ، در سال 1932 م . ( 1311 خورشيدى ) وضع و به موقع اجرا گذاشته شد . برابر اين مقررات ، هر مرد كه اقدام به ازدواج و طلاق بىثبت آن در دفاتر
--> ( 1 ) . نويسنده « مسجد » نوشته است .